persianweblog persianblog
صدای پای چپم

هيشکی آخر قصه رو نمی دونه

  این هفته دو تا فیلم خوب ایرانی رو دوباره دیدم اولی از یه کارگردان جوان که میل به کار در ژانرهای مختلف داره ودومی از کارگردان بزرگ تئاتر و سینما .

  دو فیلم در دو ژانر متفاوت که در بین فیلم های مطرح چند سال اخیر جای دارند فیلمبرداری خوب ، کارگردانی مطلوب ،طراحی صحنه و لباس به جا ، بازی جذاب واز همه مهم تر فیلمنامه هایی روان وتاثیرگذار.

سکانس اول

  4 سال پیش بود که سگ کشی بالاخره اکران عمومی گرفت یادم نمی ره سینما فرهنگ به بهانه ی طولانی بودن فیلم بلیط 600 تومنی رو کرده بود 700 تومن اولین بار بود که تنهایی سینما می رفتم هنوز روز و ساعتش رو یادمه تک تک سکانس ها رو یادمه هرچند خیلی از مضامین سیاسی ترین فیلم چند سال اخیر ایران رو نمی فهمیدم چیزی که این دفعه هم نفهمیدم 4 سال گذشت 4 سال از سومین سال دبیرستانم ، جایی که ازش خیلی خاطره دارم سگ کشی رو در دوران بلوغ فکریم دیدم و این دلیل اصلی ماندگارتر شدن این فیلم در ذهن منه وچه لذت انگیزه بعد از 4 سال تجدید خاطره کردن .

سکانس دوم

  2 سال پیش با دوستی خوب در شبی زیبا در خیابان های شهری شلوغ خاطره می ساختیم که ناگهان خود را در سالن سینما و در حال تماشای شب های روشن یافتیم دبیرستان تموم شده بود و ترم اول دانشگاه آدمای جدیدی به زندگیم وارد شده بودن خیلی از مفاهیم رو تازه تجربه می کردم و به آنها فکر می کردم  شب های روشن وارد اصلی ترین دغدغه ی ذهنی اون روزهام شد لذت انگیزتر آنکه بعد از 2 سال کنار همون رفیق شفیق خاطره بسازی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٤/٧/٢۳ - محمدهادی ملک