صبح خروس خونش برام انگار يه آهنگ ديگس

دیدمش بعد از مدت ها سیر دیدمش به یاد اون روزا افتاده ام روزایی که در هر لحظه یاد اون بودم حافظ شده بود یار همیشه همراهم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند            

   گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند

گفتم خراج مصر طلب می کند لبت    

    گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

  ماه رمضون دو سال پیش بود روزایی که فقط مال من بود مال خود خودم روزایی که با یک نگاه شروع شد و به همون سادگی تموم شد روزایی که دوسشون دارم چون قسمتی از زندگیم هستن .

  فکر نمی کردم در مسیرزندگی دوباره باهاش روبرو بشم  هنوز اون زیبایی و معصومیت در چهره اش نمایان بود ولی این دفعه حرف زدنش برام جذاب نبود چیزی که اون اواخر برام عذاب آور بود .

در این دوسال دلبستگی های زیادی داشتم ولی این یکی خیلی تاثیرگذار بود مقاومم کرد خیلی چیزا رو فهمیدم حالا دیگه هر کی خرش رو گم می کنه آدرس منو بهش نمی دن             

/ 1 نظر / 10 بازدید
مهدخت

380 - تامل برانگیز ...