تموم نشد

 

  روز اول عید کار تعطیل بود ولی یه مشکل بزرگ بود و اون هم سرشهردار بودن من بود ؛ یعنی خواب بی خواب ! این رو از اول اردو می دونستم .

  تا سال تحویل قرار بود بزنیم و برقصیم ولی یهو نفهمیدیم چی شد آهنگ شد شجریان ، در عرض 3 سوت اطراف کنده ای که به زور نفت هم باز فقط دود می کرد ، خالی شد ، الان اگه امیر رهبر حرف منو می شنید می گفت خب این هم سیاست های دخول اردو بود !!

  ارگ جدید رو بعد از 12 سال خوب ساخته بودن واقعا قشتگ شده بود ، علی شفیعی برای شام چه شلوغی کرد به خاطر سوتی خودش و مصطفی ، یعنی اینا یه آمار درست از تعداد بچه ها نداشتن ؟!

  دوم عید یه دفعه اردوگاه خالی ار سکنه شد خلوت شد به قول میثم اخراجی ها رفتن البته خیلی های دیگه هم رفتن تعداد کمی هم اومدن دیگه هر جا پام رو می گذاشتم دهی نمی دیدم !! مخصوصا اون علی غلامی گنده رو ! بابا ظریف ! گفتم ظریف یاد موکت ظریف مصور افتادم مخصوصا لوله شدش ( فیلتر می شویم !)

  دوباره میرم نقشه برداری جای احمد بهرامیان علی قباحی اومده و جای علی کره ای که برگشته عباس جدیدی که اومده ، اومده ، منم که همچنان جای نوید که البته حالا دیگه برگشته و علی شمس و مهدی ابراهیم هم که بودن و هستن .

  سر کار یکی از اهالی چیزی بهم گفت که کلی مشغولم کرد ، گفت میاین اینجا چی عایدتون میشه ؟ احساس کردم کم اوردم هیچ وقت اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم .( این اتفاق رو بعدا توو پایانی هم گفتم )

  تا غروب سر کار موندیم  آخراش مصطفی هم که اومده بود دنبالمون هم بود کلی هم تیکه بارش کردم مخصوصا که حسابی هم خسته یود کیف اذیت کردنش بیشتر بود ! نمی دونم چرا دعوامون نشد ؟! معمولا اینجاها دیگه کمه کم یه دادی می زد .

  توو برگشت دیگه شهادت طلب های گروه مسجد رو هم  ندیدیم ، شام و نهار یکی شد تف به ریا .

  روز سوم عید دوباره میرم گروه مسجد ، گروه متحول شده به غیر از محمد ابطحی و کوروش به نظرم بقیه جدید بودن اکثر بچه ها مال همون گروه دیوارچینی مدرسه بودن هر 3 تا نویز هم بودن محمد ترکابادی نویز 9 مچمد جواد رحیمی نویز 10 و امیرسرخوش نویز دائم ، مصیبت ، جوان ، پرکار و متاسفانه دابل مثبت 11 تا 3 و نیم کار کردیم و بعدش علی شفیعی  اومد و یه راست بچه ها رو برد سر کار اصلیمون مدرسه که آجر خالی کنیم ، وقتی رسیدیم یه نگاهی به بار آجر انداختم و بدون هرگونه عذاب وجدانی کار رو پیچوندم و برگشتم اردوگاه به همراه محمد که عذاب وجدان داشت !

 

روز چهارم نوروز روزی که فرهنگ منطقه آباد شد  ......

/ 2 نظر / 10 بازدید
سيد محسن

پای چپ بزرگی داری بخاطر همينه که بطرف راست طی مسير ميکنی اما چرا فقط ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هادی

سيد محسن منظورت رو نفهميدم ! بايد بشناسمت ؟!