مبارک من و شريف شما

  می خواستم بیام مفصل بنویسم ولی نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد ؟ می خواستم از جهادی بنویسم ولی نمیاد دیگه! چی کارش کنم ؟! می خواستم از روزگار و حال و احوال این روزا بنویسم اما نشد ، نوشته هایی که شاید آخرش چیزی جز ناامیدی نداشت شاید من باید امید بدم شایدم من هیچ غلطی نباید بکنم بشینم و مث بچه آدم سرم در اندرونی کار خودم باشه !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  گفتم جهادی یاد پیش دستی امسال مامانم افتادم ، قضیه از این قراره که من هر سال بیست و چهارم پنجم اسفند بار سفر رو می بستم و خونه تکونی عید رو که از اوایل اسفند امروز فردا می کردم به طرز ماهرانه و البته ناجوانمردانه ! می پیچوندم و هفتم هشتم عید یه اتاق ردیف تحویل می گرفتم اما امسال چنان پاتکی از مامانم  خوردم که یه هفتس به مدیریت بحران خودم !  شک کردم !! نکته ی جالب اینکه دو سه روز پیش پام پیچ خورد ولی این حربه ی نا خواسته هم جواب نداده .

 خلاصه اینکه همه جا بوی عید گرفته بعد از اینکه امسال دهه ی فجر جلو افتاد محرم و صفر یه تغییراتی کرد مثل اینکه بعضیا خوششون اومده و میخوان سال تحویل رو هم دو سه روز جلو بندازن !      

/ 3 نظر / 6 بازدید
میشناسیم

تو اسکیزو فرنی حاد داری ؟

Amir

یادت نره حاجیت دکترای مدیریت بحران داره. مشاورمم 25% تخفیف داره برای دوستان...

hadjhadi

البته امير در رو شهره ی عام و خاص است ! ... حالا دلاری بايد بديم يا ريالی ؟!!!