نظم در سال ماکارونی

هر روز صبح ساعت 5 از خواب پاشو، تا 6 صبح وقت داری برای کارهای شخصی نماز صبحونه، تا 6و نیم وقت نظافته هر کی یه کاری داره از شستن دستشویی ها تا حمام و آسایشگاه و محوطه یگان بقیه هم میرن نظافت عمومی توو محوطه پادگان، 7 تا 8 برنامه صبحگاهیه، ورزش، کلاس قرآن، زیارت عاشورا، 8 تا 12 کلاس های مختلف رو داری از رژه توو میدون بگیر تا آموزش تیراندازی و رزم و کلاس عقیدتی سیاسی و حاوابه و هر چیز دیگه، 12 تا 2 هم وقت نهار و نماز و دوباره از 2تا 5 هم ادامه کلاس ها، بقیه روز هم تا 9و نیم شب که خاموشیه در اختیار خودتی (به جز یه روز توو هفته که نیم ساعت نظافت عمومیه) اگه نگهبانی نخوری هم خواب تا 5 صبح و دوباره روز از نو.

از دوره ما 5شنبه ها تعطیل شده و این برنامه شنبه تا 4شنبه اجرا میشه و اگر باز نگهبانی نخوری 5شنبه و جمعه مرخصی و عشق و حال

این یک کلیتی بود از برنامه آموزشی دوران سربازی و "نظم" خودش رو خیلی نشون میده مخصوصا که ارتش باشه و نیروی زمینی

نظم حقیقتا یک موضوع مهم و قابل بحث برای زندگی روزمره است و کسی نمی تونه انکار کنه داشتن برنامه منظم برای زندگی چقدر میتونه مفید باشه اما آیا خود نظم به خودی خود مفهومی داره؟ اگه پشتش مفاهیم پوچ و به درد نخور باشه هم سودمنده؟ سحرخیزی خوبه قبول اما اگه بعدش بیگاری باشه خود سحرخیزی در درجه اول زیر سوال میره.

همه مفاهیم اگر به رشد و حرکت نرسه حتی اگه از مقدس ترین ها هم باشه در بهترین حالت امری خنثی هستند.

حالا نکته جالب سربازی اینه که همون کسانی که این نظم اجباری رو دیکته می کنند به بهانه های مختلف در لحظه برنامه رو تغییر می دهند و وقتی سرباز نگون بخت کمی کند عمل میکنه، هرچی می خوان میگن و اصل جدیدی به نام انعطاف پذیری رو مطرح می کنند!

این بحث ادامه دارد ....

.

سرباز لیسانس وظیفه 24روز خدمت

.

پی نوشت:

سال 1971 میلادی سال ماکارونی بود. در آن سال ماکارونی می پختم تا زندگی کنم و زندگی می کردم تا ماکارونی بپزم.

/ 2 نظر / 14 بازدید
سیاوش

باز شروع به نوشتن کردی گلابی

حسین مجیری

به قول دوستی میگفت : اصل انعطاف پذیری توجیهی ست برای وجود بی نظمی !